دل تنگ

گاه دلتنگ میشوم ٬ دلتنگ تر از همه ی دلتنگ ها

گوشه ای مینشینم و میشمارم حسرتها را و محاکمه

می کنم وجدانم را...
...
من کدام قلب راشکستم؟

کدام احساس را له کردم؟

کدام خواهش را نشنیدم؟

و به کدام دلتنگی خندیدم؟

که اینچنین دلتنگم
/ 2 نظر / 14 بازدید
مادر

شاید قلب من رو شکستی

یسنا

یکی از خانه به دوشانِ فراوان هستم کیسه پر کرده و شب‌گردِ خیابان هستم گربه‌ها چشم ندارند ببینند مرا شب به شب بزمِ زباله‌ست که مهمان هستم مردم از این طرف و آن طرفم می‌گذرند نکند فرض کنی من هم از آنان هستم نکند فکر کنی هیچ ندارم، من هم صاحب سفره‌ی خالی شده از نان هستم به شناساندن آیینگی‌ام مشغولم گاه اگر دیوم و گاهی اگر انسان هستم چاره‌ای نیست، مگر چشم بپوشند از من تا نبینند که در صورت امکان هستم